باسمه تعالی
ترکیب بند(۲)
چهارده معصوم

مبدا هستی خدا و آخر هستی خدا
راه گمراهان جدا و راه خوبان شد جدا
حق بجویی در خود و یابی تو او را هر کجا
او بود هم ظاهر و مخفی ز دید چشم ما

راه حق راه خدا، در گفتنش آسان بود
راه مومن، راه حق در فکر و در ایمان بود

کل هستی در پناه هشت و چار فاطمه
حضرت احمد شدی خود همجوار فاطمه؟
عشق او کرده جهان را هم دچار فاطمه
کل هستی هست، جانا انحصار فاطمه

هر که الگویش بود دخت نبی اندر حجاب
او ندارد لغزش و هر گز نگردد در عذاب

ای محمد مظهر ایمان و دور از هر خطا
صاحب فهم وکمال و جلوه ی نور خدا
مرضی رب شد بلاغ وحی و حقش شد ادا
همچو خورشیدی درخشان در زمین و در سما

دین حق کامل شده با دست و هم با جان تو
چون علی در خم شده نایب پس ازاحسان تو

لشکر حضرت شکست را می پذیرد درخطا
لیک عمرو عاص با حیله کند مکرش ادا
می کند منصوب عمرو ،حاکم خود را به جا
این جدل ها ریشه در توحید دارد یا هوا

متحد گشتند کفار قریش و کافران
در نبردی نابرابر با سپاه مومنان

سید و اولاد زهرا و علی شاه نجف
در ره و رسم پدر نستوه بود و با شرف
شد حسن بعد از علی شایسته امر و خلف
صلح کرد او ازبرای عدل وایمان و هدف

پیرو مکری که دشمن با سران جبهه کرد
زهر دشمن سینه را مجروح و آن صد پاره کرد

ای حجت حق،مونس جان، شاه ولایت
ای مظهر ایمان و شرف بحر عدالت
حج را بنمودی تو رها سوی شهادت
عباس بود عاشق و او ذوب ولایت

زینب شده در دشت بلا یکه و تنها
او کرد روایت خبر کرب و بلا را

شد علی بیمار، در جنگ ستم با مومنان
لیک تکلیف عمل شد ساقط از نور جنان
بعد هاهم نیش هازد،مار خوش خط زمان
چون که افشا کرد،جمله نقشه های شومشان

مصلحت باشد چنین ، اندر قیام کربلا
او رساند حرف خود، با ذکر و با یاد خدا

باقر علم النبیین ، ای امام پنجمین
در طفولیت شدی از کربلا چندی غمین
هر کجا حرف تعقل بود، بودی اولین
مذهب شیعه، بدون تو طلایی بی نگین

دید باقر صحنه های کربلا و کوفه را
از غروب کربلا گوید سخن تا نینوا

ای سلیمان قلوب ونغمه ی داوودیان
بین ما بودی ولی هم شان با افلا کیان
معدن علمی و افکار پدر کردی بیان
چون تو دریای خروشان، در میان کهکشان

صد سلام ای صاحب تفسیر دین انبیا
در عبادت سالکی و در عمل هم با وفا


مذهب شیعه به صبرت تازه کردی ساختار
می شوم در سوگ آن دردانه شب ها بی قرار
با نماز خاصه ات عالم شود شب زنده دار
کاظمین چون می روی،هر دیده باشد اشکبار

می رود موسی ابن جعفر راه حق، چون انبیا 
حضرت باب الحوائج، حاجتم را کن ادا

افتخار شیعیان، در مذهب و در اولیاست
هشتمین اختر، چراغ اهل بیت و انبیاست
جایگاهت بر سریر و تخت پاک کبریاست
مشعل نور هدایت در خراسان هم رضاست

ای رضا ای مظهر عدل و امید شیعیان
 یادگار زاده ی بو طالب ، اندر شهرمان


بر ولایت تا که هستی در جهان کن اعتماد
عشق حضرت بر دلم را، حضرت باری نهاد
راه احمد با جواد و با علی ، یک امتداد
بر حقایق کن تو تاکید و به آن کن استناد

تا به مشهد می روم ، وارد شوم از باب او
می کشد معصوم را با بی خیالی آن عدو

پایه های اصلی شیعه بیان کردی امام
شیعه با راه امامت تا ابد یابد قوام
شیوه ی ایشان همیشه بود عشق و احترام
بعد آن حضرت که فرزندش حسن گیرد زمام

هر که خواند جامعه را،فهمد مرام اولیا
راه جدت را بیان کردی تو در ادعیه ها


از آن امام خوبان، صدها بشارت آمد
از حج به دور گشت و کنج عمارت آمد
چون چشم گشود مهدی،ختم ولایت آمد
با غیبت عزیزت، صدها خسارت آمد

شافع شو ای اماما، فرزند تو بیاید
مهدی امام آخر، آن یادگارت آید

در پرده های غیبت ، ای وارث امامان
از بدو خلقت خود، با امر و حکم یزدان
از مکه او بیاید، با اذن و حکم و فرمان
باشد اجازت آن ،در دست حی سبحان

در سن چار و هفتاد، کبری غیبت آمد
چون دیده بر جهان شد،منجی ملت آمد



سروده شده توسط
علی رجالی و مهدی میثمی

مشخصات

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها